![]() |
![]() |
|
| شعر,خاطره و ترشحات ذهنی ام.... |
|
درود.
اگی بازم خواستین حرفی بزنین که من رو عاشق تر کنین من اینجام.
بدرود |
|
+ نوشته شده در
بیست و دوم بهمن 1385ساعت 8:15 AM توسط الهام |
|
|
درود
در اوج نفرت از دنیا و زندگی تجربه کردم که آینده ای پر از امید فردایی متفاوت و آرامتر در انتظار من است. ماموریت ما در زندگی با مشکل زیستن نیست با انگیزه زیستن است. حرف دلم: می خواستم باشم.میخواستم هر چیز خوشگل که میخونم هر تجربه ی شیرین رو منتقل کنم. ولی باید برم. می خوام برم و یه راه شیرین رو تجربه کنم. دلم براتون تنگ می شه. روزهایی پر از شادی رو براتون ارزو می کنم. بدرود. |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم شهریور 1385ساعت 2:19 AM توسط الهام |
|
|
اینگونه زندگی کنید:
شاد اما دلسوز ساده اما زیبا مصمم اما بی خیال مهربون اما جدی سبز اما بی ریا.
|
|
+ نوشته شده در
سیزدهم مرداد 1385ساعت 2:44 PM توسط الهام |
|
|
مرد جواني که مربي شنا و دارندۀ چندين مدال المپيک بود، به خدا اعتقادي نداشت.او چيزهايي را
که دربارۀ خداوند و مذهب مي شنيد مسخره مي کرد. شبي مرد جوان به استخر سرپوشيده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن و همين
براي شنا کافي بود. مرد جوان به بالاترين نقطۀ تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر
شيرجه برود. ناگهان سايۀ بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده کرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پائين آمد و به سمت کليد برق رفت و چراغ ها
را روشن کرد. آب استخر براي تعمير خالي شده بود ! |
|
+ نوشته شده در
نوزدهم تیر 1385ساعت 2:29 PM توسط الهام |
|
|
دلم ميخواست سقف معبد هستي فرو مي ريخت بلنديها و زشتيها به زير خاك مي ماندند بهاري جاودان آغوش وا ميكرد جهان در موجي از زيبايي و خوبي شنا ميكرد بهشت عشق مي خنديد به روي آسمان آبي ارام پرستوهاي مهر و دوستي پرواز مي كردند به روي بام ها، ناقوس آزادي صدا مي كرد........ مگو اين آرزو خام است مگو روح بشر، همواره سرگردان و ناكام است اگر اين كهكشان از هم نمي پاشد وگر اين آسمان در هم نمي ريزد بيا تا ما فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم....... به شادي گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم....... |
|
+ نوشته شده در
نهم تیر 1385ساعت 1:19 PM توسط الهام |
|
|
شيرين است نوش كنيد ...گرفتاريست تحملش كنيد...معماست حلش كنيد...اندوه است به آن تن دردهيد...هدف است به دستش آوريد...راز است كشفش كنيد...سفر است به پايانش بريد. زندگي لذت است از آن بهره بريد...زيبايي است تحسينش كنيد...شادماني است با آن نغمه سر دهيد... موهبت است غنيمت شمريد...تعهداست به آن وفا كنيد... نبرد است با آن مقابله كنيد... مصيبت است بر آن صبر كنيد ..نعمت است شكر كنيد... |
|
+ نوشته شده در
بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 2:25 PM توسط الهام |
|
|
از سينه ي تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
من از دل ودل از ديوانه گريزان
ديوانه نديدم كه زديوانه گریزد
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم خرداد 1385ساعت 7:17 AM توسط الهام |
|
|
آینده ای وجود ندارد! آینده امروز است که دیروز در فکر آن بودیم.پس امروز را بساز که آینده را ساخته ای. قلب انسان احساس می کند آنچه را که چشمش نمی بيند وآنچه را كه گوشش نمي تواند بشنود. هیچ گاه از زندگی کردن مایوس نشو زیرا ممکن است تنها کلیدی كه در جيب داري قفل تمام مشكلات زندگي تورا بگشايد. شادي خود رابه هيچ كس و هيچ چيز وابسته نكنيد تا هميشه از آن برخوردار باشيد. كسي را كه با او خنديده اي را فراموش مي كني اما كسي را كه با او گريسته اي را هرگز. هميشه يكرنگ باش قالي از صد رنگ شدن به زير پا افتاده است. خداوندا قبل از اينكه خرگوشي را شكار كنم مرا شكار شيري قرار ده. خويشتن را بردار عشق مي ماند و تو. عشق مانند هوا در همه جا هست توكمي نفسهايت را جانانه تر بكش. كسي كه چرايي براي زندگي داشته باشد از پي هر چگونه اي هم بر مي آيد.(نيچه) بهترين شما بهترين براي خانواده ي خود است.(پيامبر اكرم ص ) تا دوباره متولد نشويد تا مثل كوكان نشويد پي به حقيقت نخواهيد برد.(عيسي مسيح) كسي كه بدون شناخت در راهي قدم بردارد هر چه سريعتر قدم بردارد بيشتر هدر مي رود.(امام صادق) اگر كسي به واسطه ي ذكر از بيان خواسته اي باز بماند خدا بهتر ازخواسته اش را به او عطا مي كند.(امام صادق) مردم اين روزگار به جاي اينكه به دنبال خواب راحت باشند به دنبال تختخواب راحت هستند.(ويكتور هوگو) |
|
+ نوشته شده در
سوم خرداد 1385ساعت 2:14 PM توسط الهام |
|
|
گفتم آرزو دارم تو مال من شي يه روز گفت تو اين دنياي بي رحمي كي به آرزوش رسيده!!! اوني رو كه دوست نداري دنبالت مي ياد تا آخر اوني كه دنبالشي تو چرا دائم ناپديده؟! |
|
+ نوشته شده در
بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 7:24 AM توسط الهام |
|
|
مهم نیست اگی تایید نمی شیم..مهم اینه که هیچ کس نمی تونه حق زندگی کردن رو از ما بگیره.. مهم نيست كه چند نفر تو زندگي ما هستند مهم اينه كه من با چند نفر از اون ادما راحتم..مهم اينه كه من چند نفرشون رو از صميم قلب دوست دارم... مهم اينه كه چند نفر از اون همه ادم من رو از صميم قلب دوست دارند... مهم نیست اگی زندگی رو به کام ما تلخ می کنند و به روی مبارک خودشون هم نمی یارند...مهم اینه که از زندگیمون لذت ببریم و این تلخی رو هم جزیی از همین زندگی (به قول بعضی ها کوفتی )بدونیم... مهم نیست که خیلی حق ها رو از ما می گیرند...مهم اینه که ما می دونیم اینا حق ما هستند و انگیزه داریم که بهشون برسیم... مهم نیست حتی اگی غذای امشب ما کمه....مهم اینه که می خوایم به چیز بهتر برسیم...مهم اینه که توی همین زندگی کم عشق باشه... مهم اینه که بخندیم به دیگران هم یادآوری کنیم که حق دارند بخندند...به دیگران هم بگیم چرا این حق رو از خودشون گرفتند؟؟؟ مهم نیست اگی خیلی مشغله فکری داریم مهم اینه یاد بگیریم که چه جوری باید باهاشون بر خورد کنیم... مهم اینه که یاد بگیریم توی اوج اعصبانیت چه جوری بتونیم خیلی ریلکس بر خورد کنیم... مهم اینه که یاد بگیریم اگی یکی به ما گفت خیلی آدم بدی هستیم بهش بگیم جای بحث داره می تونیم با هم به این نتیجه برسیم... مهم نیست اگی همه بد بودن مهم خوب بودن خودمونه... هنر اینه که ادم بتونه توی اوج بدی خوب بمونه...وگر نه که ادم توی یه محیط خوب اگی بد بشه خیلی محشرههههههههههههههههههه. مهم بودن..مهم ماندن...مهم زیستن من است و بس. |
|
+ نوشته شده در
بیستم اردیبهشت 1385ساعت 6:31 AM توسط الهام |
|
|
وقتي در پي يافتن خوشبختي خويش هستيد خوشبختي هميشه از نزديك شدن به شما طفره مي رود ولي اگر به دنبال خوشبختي ديگران بر اييد خودتان هم خوشبختي را خواهيديافت. وقتي بين حق داشتن و مهربان بودن حق انتخاب داريد هميشه مهرباني را برگزينيد. سكوت تنها صداي خداست. اگر مي دانستيم كه همه ي ما يكي هستيم و خدا با ماست متوجه مي شديم هر آزاري كه به ديگري برسانيم ظلم به خداست و ديگر اين طور كه حالا با يكديگر رفتار مي كنيم رفتار نمي كرديم. به خاطر داشته باشيد كه شكايت و گله آشفتگي مي اورد در حالي كه ارتباط و صحبت آرامش مي دهد.اگر در زندگي طالب آرامش هستيد دست از گله و شكايت برداريد. وقتي ببخشيد احساس آرامش مي كنيد. حركت از حرف به عمل اولين نشانه ي حقيقت درون است و بعد تجربه ي زندگي با حقيقت.
وين داير ما قبل از آنكه حقيقت بيرون از خويش را بشناسيم با يستي با درون خودمان حقيقي باشيم. توماس مرتون |
|
+ نوشته شده در
هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 6:40 AM توسط الهام |
|
|
چه سخت است عزیز داشتن و عزیز نبودن چه سخت است غم داشتن و غمخوار نداشتن چه سخت است خواب دیدن و تعبیر نداشتن چه سخت است عزم داشتن و جزم نداشتن چه سخت است در جمع بودن و تنها بودن چه سخت است مرگ ندانستن و زندگی نخواستن چه سخت است خواستن و نتوانستن و چه سخت است درد داشتن و درمان نداشتن.... |
|
+ نوشته شده در
دهم اردیبهشت 1385ساعت 1:25 AM توسط الهام |
|
|
در گذر تند لحظه ها آهسته قدم بر می داشتم تا مبادا با تند باد حوادث روبه رو شوم... غافل از آنکه تند باد تغییر مسیر می دهد تا به من برسد. |
|
+ نوشته شده در
بیست و سوم فروردین 1385ساعت 5:46 PM توسط الهام |
|
|
دهانت را می پویند مبادا گفته باشی
دوستت دارم ذهنت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبی است نازنین!!!!! |
|
+ نوشته شده در
نهم فروردین 1385ساعت 2:4 PM توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهام هستم . 19 زمستان را پشت سر نهاده ام...
چه خوشست می نویسم... اینجا که رسیدی مکن احساس غریبی این کلبه ی نا چیز تعلق به تو دارد.. |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
ماندگار مراقبه پرانتز باز کشکول جوانی کدخدا گنجینه معرفت ترفندهاي اينترنتي |
|
RSS
|